تبليغاتX
Best Wishes

Best Wishes

No One Else

اندر دل بی وفا غم و ماتم باد

آن را که وفا نیست ز عالم کم باد

دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد

جز غم که هزار آفرین بر غم باد

پ ن: هستم ... ولی غریب! سراغم رو نگیرید!

+نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت17:20توسط Atefe | |

 

 

همونی که همه می دونن!

 

نمی دونم به خاطر چی می تونه باشه!

 

یه حرف تکراری که زدنش نمی تونه سخت باشه.! مگه نه؟!!

 

می خوام تعطیلش کنم!

 

همون حرفی که خیلی ها زدن و الانم ادامش!!!

 

کرکره رو می خوام بکشم پایین!!!

 

آقایون...خانوما!!!

            

                   فعلا تعطیله!!!

 

    edited:

 

یکی به اسم: ن  نظر داده بود!

     من که نفهمیدم کی بودش!

 

 

                          

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت2:6توسط Atefe | |

+ کلبه متروک یک ساله شد...!

+نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت2:6توسط Atefe | |

 

صدایت می کنم با سکوتی سنگین تر از فریاد!

 

ببین...مرا می شناسی.!؟  مرا دیده ای.!؟

 

صدایم را بشنو! صدای هق هق شبانه های بی صدایی است!

 

نگاهم در نگاهت گره خورده است!  اما مرا نمی بینی!

 

گونه هایم غرق خجالت عاشقانه هایت شده اند!

 

اما تو بی تفاوت از کنارم می گذری!

 

من تو را می پرستم و تو غرق در خدای خویشی!

 

مرا ببین! اگر بخواهی می بینی!  اما تو بی تفاوت...

 

فریاد صدایم بی صداست...

 

می شنوی...    اما نه صدای مرا!

 

من بی تو لحظات دلواپسی های غریبانه را می گذرانم!

 

اما تو با دیگری مهربانی و با من ...!

 

این بار مرا ببین...   

 

         شاید بشناسی!

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت21:12توسط Atefe | |

هیچی ندارم بگم!

فعلا با امتحان ها درگیرم

تازه درس های اختصاصیمون شروع شده

خدا به خیر بگذرونه که روز فاینال کلاسم هم با یکی از امتحان هام یکی شده

واسم دعا کنید!

شرمنده نمی تونم بیام به همه ی دوستان سر بزنم!

(در هر صورت من که کار خودمو می کنم و نت هم میام ولی...)

فعلا...تا بعد از امتحان ها!

+نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386ساعت22:4توسط Atefe | |

 

+  وقت امتحاناست مارو بی خیال شین تا یه مدت

 

+نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت1:55توسط Atefe | |

 

مهتاب يادآور عشق است

و تکرار دلدادگي و مهر

در پس مهتاب

و نمايانگر گرماي زندگي!

مهر و مهتاب

همان گرماي عشق

در زندگي است

و روايت آن تکراري است

از تازگي ها

با نيم نگاهي متفاوت!

 

پ.ن۱: عیدتون مبارک منتهی با یه خورده تاخیر

پ.ن۲:  ID من هک شده (عیدی سال 86 بود)

پ.ن۳: این ID جدیدم هست:         belenieta

 

 

+نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت2:40توسط Atefe | |

 

لحظه اي گوش جان سپاريم !

به زيبا ترين ترنم زندگي

ترديد نکنيد...

اين صداي پاي يک عاشق است!

عاشقي که

     با کفش هاي غمگين عشق

            گام بر ميدارد!

 

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت23:56توسط Atefe | |

ای نوا گر بی صدا ترین فریاد ها

می شنوی؟

صدایت می زنند!

از عمق بی وجودی احساس

از پرتگاه غم به سوی فریاد

پس بشنو!

صدای آواز بی نقطه را

صدای سکوت که در هر دم و هر جا می نوازد

باد شتابان می رود

کجا...

   اندیشیده ای؟؟

 

 

 

+نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت21:10توسط Atefe | |

 

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

در بهاری روشن تر از امواج نور

در زمستانی غبار آلود و دور

یا خزانی خالی از فریاد و شور

 

 

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

روزی از این تلخ و شیرین روزها

روز پوچی همچو روزهای دگر

سایه ای زامزوها دیروزها

 

 

 

+نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت6:4توسط Atefe | |